خرید بک لینک
سالیان سال،شهر مونتری در کالیفرنیا بهشت پلیکان ها بود. من که نرفتم، میگن.این شهر محل بسیاری از کارخانجات کنسرو ماهی بود.در واقع خیابانی به نام راسته کنسروسازی در این شهر هست.پلیکان ها به این علت این شهر را دوست داشتند که ماهیگیران صیدشان را تمیز می کردند و پس مانده ها را دور می ریختند و پلیکان ها می توانستند با آن ها دلی از غذا درآورند.در شهر مونتری هر پلیکانی می توانست بی هیچ تلاشی حسابی غذا بخورد.خوش بحالشون ماکه در حسرت ماهی هستیم تا مهر. اما به مرور زمان میزان ماهیان سواحل کالیفرنیا کاهش یافت و کارخانجات کنسروسازی یکی یکی بسته شدند.اینجا بود که پل

برچسب: پلیکان,پلیکان پرواز,پلیکان در فال قهوه,پلیکان ایران,پلیکان شو,پلیکان پرواز آسیا,پلیکان ارومیه,پلیکان خاکستری,پلیکان نماد چیست,پلیکان طبس, نویسنده: محمد محمدی تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 1:04

امروزه تنبیه در تمام صورتهایش، اعم از به پشت بچه زدن(که به بچهها یاد میدهد مشکلاتشان را با خشونت حل کنند) تا محروم کردن و حبس کردن و محدود کردن، محکوم به شکست است. بچههای تنبیه شده معمولا دیگران را تنبیه میکنند یا آبزیرکاه و فریبکار میشوند. معمولا پدر و مادرهای ناکام و عصبانی فرزند خود را تنبیه میکنند. عصبانیت در بچهها رعب و وحشت ایجاد میکند، نافرمانی و انتقامجویی آنان را تشدید میکند و به آنها یاد میدهد تا از دست آنها عصبانی نشدهاند، همکاری نکنند. همکاری ناشی از تنبیه، عمر کوتاهی دارد.برخی از والدین هم به پاداشها متکی می

برچسب: نویسنده: محمد محمدی تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 1:04

بیچاره پاییز ... دستش نمک ندارد...این همه باران به آدم ها میبخشد، اما همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او میزنند.خودمانیم ...تقصیر خودش است ؛بلد نیست مثل " بهار" خودگیر باشد تا شب عیدی زیر لفظی بگیرد و با هزار ناز و کرشمه سال تحویلی را هدیه دهد ...سیاست " تابستان " را هم ندارد که در ظاهر با آدم ها گرم و صمیمی باشد ولی از پشت خنجری سوزناک بزند بیچاره .....بخت و اقبال " زمستان " هم نصیبش نشده که با تمام سردی و بی تفاوتیش این همه خواهان داشته باشد ! او " پاییز " است رو راست و بخشنده ...ساده دل فکر میکند اگر تمام داشته هایش را زیر پای آدم ها بریزد،روزی ؛جایی ؛لحظه ای ؛ از

برچسب: بیچاره تتل, نویسنده: محمد محمدی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 19:25

سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید. نجـار گفت:« من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟»برادر بزرگ تر جواب داد: « بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته

برچسب: نجار,نجاری,نجار به انگلیسی,نجار بالانجليزي,نجار موبيليا,نجارة الالمنيوم,نجارة الخشب,نجارة,نجارة الالمنيوم في الجزائر,نجاری به انگلیسی, نویسنده: محمد محمدی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 19:25


انسان سه گونه می میرد:
مرگ روح
مرگ وجدان
مرگ جسم...

مرگ روح یعنی شکستن وقار و غرور یک انسان به دست دیگری!

مرگ وجدان یعنی استفاده از انسانها برای مقاصد شخصی بدون هیچ گونه پشیمانی و ترحمی!!!

مرگ جسم یعنی ایستادن نفس و تپش قلب!

دردناکترین مرگ ها، مرگ روحست...

وحشتناک ترین مرگ ها، مرگ وجدان،

و آسان ترین مرگ ها مرگ جسم...

برچسب: مرگ دوچرخه سوار المپیک,مرگ,مرگ ماهی,مرگ قو,مرگ یزدگرد,مرگ پدر,مرگ بر آمریکا,مرگ مادر,مرگ تدریجی یک رویا,مرگ فروشنده, نویسنده: محمد محمدی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 6:34

u200d یکی از چیزهایی که آدمها را دیوانه میکند همین انتظار کشیدن است. مردم تمام عمرشان انتظار میکشیدند. انتظار میکشیدند که زندگی کنند، انتظار میکشیدند که بمیرند. توی صف انتظار میکشیدند تا کاغذ توالت بخرند. توی صف برای پول منتظر میماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صفهای درازتر میرفتند.صبر میکردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر میکردی تا بیدار شوی. انتظار میکشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن میشدی. منتظر باران میشدی و بعد هم صبر میکردی تا بند بیاید. منتظر غذا خوردن میشدی و وقتی سیر میشدی باز هم صبر می کردی تا نوبت دوباره خو

برچسب: جامعه شناسی,جامعه شناسی نخبه کشی,جامعه شناسی خودمانی,جامعه شناسی ادبیات,جامعه شناسی ایران,جامعه شناسی آنتونی گیدنز,جامعه شناسی خودمانی pdf,جامعه شناسی pdf,جامعه شناسی نخبه کشی pdf, نویسنده: محمد محمدی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 17:20


راه هایی برای تقویت هوش اجتماعی

هر وقت در مجلسی هستید که اشخاص مختلف از آشنا و ناآشنا حضور دارند؛ زیاد گوش کنید و کم حرف بزنید. گوینده ماهر، همان شنونده ماهر است.

در احوال و حرکات و گفته های اشخاص دقت و مطالعه کنید، مخصوصا ببینید مردم چه قضاوتی درباره اشخاص می کنند و نسبت آن قضاوت را با شخصیت خود ایشان بسنجید و نظر مردم را با حقیقتشان مقایسه کنید.

#آیین_کامیابی
#دیل_کارنگی

برچسب: کارنگی,کارنگی ملون,کارنگی هال,کارنگی ویکی,کارنگی دیل,بنیاد کارنگی,جیا کارنگی,دل کارنگی,موسسه کارنگی,اندیشکده کارنگی, نویسنده: محمد محمدی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 8:04

میز کوچکی دو نفره با پارچه ی چهارخونه ی قرمز!فکرش را بکن، خوب نمی شد؟کنار پنجره ای رو به خیابانی آبی،و دو فنجان که همیشه روی آن بود،شب هایی که باران می آمد می نشستیم، قهوه ای می خوردیم و من هزار سال برایت داستان می گفتم.اما بهتر است قهوه را خودت دم کنی،من را که می شناسی، متخصص سر دادن قهوه ام، حواس درست و حسابی ندارم، تا به خودم می آیم همه چیز از دست رفته،مثل قهوه هایم، مثل قطارهایی که جا می مانم، مثل تو!و حالا به خودم آمده ام...تو نیستی، خیابان آبی نیست، باران نمی بارد ولی من...هزار سال است که برایت داستان می نویسم،و با کوچکترین چیزها به یادت می افتم...کجا

برچسب: قهوه,قهوه تلخ,قهوه سبز,قهوه ترك,قهوة عربية,قهوه ساز,قهوه خانه,قهوه ترک,قهوه اسپرسو,قهوه جوش, نویسنده: محمد محمدی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 8:04


خوشبختى تان را فرياد نزنيد!
خيلى ها چشمِ ديدنِ خوشبختىِ شما را ندارند!
دستِ خودشان نيست،
خصلتشان همين است!
دقيقاً همانجا كه روى صندلى ايستاده ايد و خودتان را خوشبخت ترين آدمِ روى زمين فرياد ميزنيد،
طورى زيرِ پايتان را خالى می كنند
كه تمامِ بدبختى هاى دنيا به سراغتان مى آيد!

برچسب: خوشبختی,خوشبختی یعنی,خوشبختیت آرزومه,خوشبختی چیست,خوشبختی دکتر هلاکویی,خوشبختی به انگلیسی,خوشبختی شعر,خوشبختی یعنی تو,خوشبختی یعنی داشتن تو,خوشبختی یعنی با تو بودن, نویسنده: محمد محمدی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 19:44

ما همه نابینائیم ! هرکداممان به نوعی:

آدمهای خسیس، نابینا هستند چون فقط طلا را می بینند.

آدمهای ولخرج، نابینا هستند چون امروزشان را می بینند.

آدمهای کلاهبردار نابینا هستند چون خدا را نمی بینند.

آدمهای شرافتمند، نابینا هستند چون کلاهبردارها را نمی بینند.

خود من نابینا هستم، چون حرف می زنم اما نمی بینم که شما گوشهای شنوا ندارید. نظر بده خوب

برچسب: نابینا,نابینا غصه نخور,نابینایی,نابینایان ایران,نابینا به انگلیسی,نابینایان مشهور,نابینایی مادرزادی,نابینایی موقت,نابینا شدن در خواب,نابینایی در کودکان, نویسنده: محمد محمدی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 20:20


روزی روزگاری دروغ به حقیقت گفت:«میل داری باهم به دریا برویم و شنا کنیم؟» حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد.آن دو باهم به کنار ساحل رفتند،وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباس هایش را در آورد.دروغ حیله گر لباس های اورا پوشید و رفت.از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است،اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان میشود.

برچسب: نویسنده: محمد محمدی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 14:13


جودی عزیزم!...

ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته میشویم و هر چه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر میشود.
پس هرکسی را که بیشتر دوست داریم و میخواهیم بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم...
دوستدارتو: بابالنگ دراز

بابالنگ دراز / جین وبستر

برچسب: بابا لنگ دراز,بابا لنگ دراز عزیزم,بابا لنگ دراز بدون سانسور,بابا لنگ دراز قسمت اول,بابا لنگ دراز قسمت 11,بابا لنگ دراز قسمت 12,بابا لنگ دراز قسمت 14,بابا لنگ دراز قسمت 6,بابا لنگ دراز قسمت 1,بابا لنگ دراز عزیز, نویسنده: محمد محمدی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:56


باید بروم ...
دلتنگ که شدی،
گلدان کوچک پشت پنجره را ببوس!

من ،
یک روز که خیلی دلتنگت بودم
دلم را
همانجا
خاک کردم ..

برچسب: گلدان,گلدان گل,گلدان شمعدانی,گلدان پلاستیکی,گلدان دیواری,گلدان گل طبیعی,گلدان هیدروپونیک,گلدان نوری,گلدان به انگلیسی,گلدان سفالی, نویسنده: محمد محمدی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:55

هيچكس از آينده خبر ندارد ، مردي كه امروز با عجله توي مترو از تو ساعت پرسيد شايد يك ماه بعد به نام كوچكش او را صدا بزني ، شايد دختري كه امروز با او قدم ميزني و بستني ميخوري ، چند سال بعد خسته و كالسكه به دست از روبهرو به سمتت بيايد و تو سرت توي كيفت باشد و با تنه از كنارش رد شوي ، شايد او برگردد تو هم برگردي يك ثانيه به هم خيره شويد و يك سال خاطره زنده شود ، اصلا شايد هم او از خستگي برنگردد و به پسرش توي كالسكه خيره شود و اطمينان پيدا كند كه بيدار نشده باشد ، تو هم همچنان دنبال كاغذ حساب هاي شركت توي كيف ات باشي ، امروز شايد علاقه ي عجيب و شديدي به موهاي بلو

برچسب: زندگی,زندگی و دیگر هیچ,زندگی با چشمان بسته,زندگی زیباست,زندگی خصوصی,زندگی پس از مرگ,زندگی شعر,زندگی نامه,زندگی چیست,زندگی شیرین, نویسنده: محمد محمدی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:55


دیروز زنی را دیدم که مرده بود
و مثل ما نفس میکشید,

راستی یک زن چطور میمیرد
مرگش چگونه است

یا لبخند به لب ندارد
یا آرایش نمیکند
یا دست کسی را نمیفشارد
یا منتظر
آغوشی نیست
یا حرف عشق که میشود پوزخند میزند

آری زنها اینگونه میمیرند

#گابریل_گارسیا_مارکز

برچسب: یک زن چگونه, میشود؟,یک زن,یک زندگی خوب,یک زن خوب,یک زن با دو شوهر,یک زن رنگین کمانی,یک زن تنها,یک زندگی موفق,یک زن در برلین,یک زن وچند مرد, نویسنده: محمد محمدی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:55

حاضرم قسم بخورم!

حاضرم قسم بخورم اگه تمام روز های هفته را قاطی کنید داخل یک ظرف بریزید و جابجا بچینید در هفته ، شاید شنبه و چهارشنبه را نشناسم ولی جمعه با این غروب لعنتیش را بدون شک می شناسم !
غروب جمعه ذاتا دلگیر است ...

برچسب: روزهای زندگی,روزهای هفته به انگلیسی,روزهای قمر در عقرب,روزها در راه,روزهای بهم ریخته,روزهای بد به در,روزهای سعد سال 95,روزهای سخت زندگی,روزهای خوب,روزهای روشن هایده, نویسنده: محمد محمدی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:54

یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه هیچ اتفاق خوبی بعد از ساعت دو شب نمیفته،وقتی ساعت به دو نزدیک شد فقط باید خوابید!من حدس می زنم بعد از ساعت دو شب یه هورمونی در بدن ترشح میشه که من اسمش رو گذاشتم هورمون اصل کاری،وظیفش هم اینه که بهت جیگر میده تا دیوونه بازی در بیاری،یه جورایی رهات می کنه!اون وقت می تونی بعد از چند سال به کسی بگی دوست دارم،یا اینکه بگی دلم واست تنگ شده،کاری که هیچ وقت نمی تونی ساعت هفت صبح انجام بدی!واسه همین تلاش کردم شب ها قبل ساعت دو بخوابم تا درگیر این هورمون اصله کاریه نشم.اما مگه زندگی بدون کارهای خارق العاده جذاب میشه؟

برچسب: نویسنده: محمد محمدی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:54

صفحه بندی